انواع جواهرات، اسمها
نامها – اطلس واژگانِ زیور.
حلقهها و گوشوارهها – هر واژه، یک روایت
یک حلقه، فقط یک «حلقه» نیست. میتواند «سولیتر» (تکنگین) باشد؛ یک الماس تنها و شگفتانگیز که تمام نگاه را میرباید. میتواند «هاله» باشد؛ نگینی مرکزی که در میان جمعی از نگینهای کوچکتر غرق نور شده است.
یا «ابدیت» (Eternity Band)؛ ردیفی بیپایان از سنگهای یکسان که دورتادور حلقه چرخیدهاند – نمادی از عشق بیپایان.
انگشتر مُهر (Signet Ring) با صفحهای تخت، روزگاری مهر و نشانِ پادشاهان بود و امروز یادگاری از اصالت.
انگشتر کوکتل (Cocktail Ring) اما بزرگ، پرزرقوبرق و نمایشی است؛ انگشتری که برای گفتن «من اینجام» ساخته شده.
و در نهایت حلقههای چندگانه (Stacking Rings)، که هر کدام به تنهایی سادهاند، اما روی هم انباشته میشوند تا روایتی شخصی و لایهلایه بسازند.
گوشوارهها نیز روایتگر خود را دارند.
میخی (Stud)؛ ساده و سر به زیر، با بستِ پروانهای که آرام پشت لاله گوش میخوابد. آویزی (Drop/Dangle)
؛ از زیر گوش پایین میآید و با هر تکانِ سر به رقص درمیآید.
حلقهای (Hoop)؛ دایرهای تمامنشدنی که از دوران باستان تا امروز، کهنالگو بوده است.
چلچراغی (Chandelier) اما اوج نمایش است؛ چند طبقه، پر از سنگ و زنجیر، مناسبِ عصرهای باشکوه.
گوشواره گیرهای (Ear Cuff) بدون نیاز به سوراخ، محکم روی غضروف گوش مینشیند – برای آنانی که بدون درد میخواهند بدرخشند. و هاجی (Huggie)، حلقهای کوچک و چسبان که انگار لاله گوش را در آغوش گرفته است.
گردنبندها، دستبندها و سنجاقها – معماری خطوط و نقاط
هر سانتیمتر از طولِ گردنبند، نامی جدا دارد. اگر بین ۳۵ تا ۴۰ سانت باشد، چوکر (Choker) است؛ محکم بر گلو میچسبد و گردن را همچون قابی برای صورت نشان میدهد.
۴۵ سانت، پرنسس (Princess) است؛ استاندارد و همهپسند، درست بر استخوان ترقوه مینشیند.
۵۰ تا ۶۰ سانت را ماتینه (Matinee) مینامند؛ نیمهبلند و رسمی.
۷۰ تا ۹۰ سانت، اپرا (Opera) است؛ آنقدر بلند که بر سینه بیفتد و گاه دورِ آن بپیچد.
و اما لاریات (Lariat)؛ زنجیری که بست ندارد و با گره یا حلقهای ساده، خود را به گردن میآویزد – شعری از سادگی.
از نظر طراحی نیز گردنبندها تنوعی شگفت دارند. پندانت (Pendant) یعنی یک آویز بر دل زنجیر.
استیشن (Station) به گردنبندی گویند که نگینها در فواصل منظم بر زنجیر چیده شدهاند – همانند ایستگاههایی میان راه.
و لاوالیه (Lavalier)، گردنبندی ظریف و آویزدار از دوره ادواردین که عشق به جزئیات را فریاد میزند.
دستبندها هم بازیگران این صحنهاند. بنگل (Bangle) حلقهای سخت و کامل است که از مچِ دست میگذرد.
کاف (Cuff) پهن و نیمهباز، روی مچ مینشیند همچون زرهی لطیف.
دستبند زنجیری (Chain Bracelet) نرم و رهاست.
چارم برسلیت (Charm Bracelet) اما خاطرهای قابل لمس است؛ هر آویز، یادآور سفری، عشقی یا روزی به یادماندنی.
و تنیس برسلیت (Tennis Bracelet)، ردیفی پیوسته از الماسها یا سنگهای همسان – آنقدر درخشان که در مسابقه تنیس از مچ افتاد و نامش برای همیشه تنیس ماند.
و در پایان، سنجاقها. بروچ (Brooch) سنجاقی است بزرگ و تزئینی بر سینه.
پین (Pin) کوچکتر و سادهتر.
و سنجاق یقه (Lapel Pin)، ظریف و مینیاتوری، بر یقه کت یا بُنیت مینشیند – معمولاً برای آقایانی که بلدند آرام و باشکوه باشند.

0 نظر
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر میدهد!